خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 26 خرداد 1392 ساعت: 22:41

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 26 خرداد 1392 ساعت: 22:41

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

راستی بــچه ها من دیروز لینک تکونی کردم

لینک های بی معرفتا رو متآسفانه پاکـــیدم

هروقت هم آپ کنم؛ به همه خبر میدم

از اونایی که همیشه منو بانظراتشون همراهی میکنن و سر میزنن خیلی ممنونم

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 26 خرداد 1392 ساعت: 22:41

10z3xb8wl67e5p0n5rus.jpg

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 26 خرداد 1392 ساعت: 22:41

http://mj2.persianfun.info/img/92/3/Moteharrek/Iu8nBz2jaK.gif

آخه من چی بگم به این جناب؟؟!!

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 26 خرداد 1392 ساعت: 22:41

عکس های زیبا و خیره کننده(واقعا دیدن دارن)

فکر کنم توی چین هستش

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 26 خرداد 1392 ساعت: 22:41

عکس های زیبا و خیره کننده(واقعا دیدن دارن)

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 26 خرداد 1392 ساعت: 22:41

وضعیت یک دانشجو(از اول ترم تا آخر امتحانات)

در طول ترم:
سه روز مانده به امتحان:
دو روز مانده به امتحان:
شب امتحان:

یک ساعت مانده به امتحان:

سر جلسه امتحان:

هنگام خروج از جلسه:
یک هفته بعد از امتحان
:

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 26 خرداد 1392 ساعت: 22:41

يک مکالمه تلفنى جالب

چند مرد در رختکن يک باشگاه ورزشىمشغول لباس پوشيدن بودند که تلفن یکیشون که روى نيمکت بود زنگ زد. مرده گوشى را

برداشت، دکمه صداى بلند آن را فعّالکرد و شروع به حرف زدن کرد. توجه بقيه هم به مکالمه تلفنى او جلب شد.


مرد: سلام


زن: عزيزم، منم. تو هنوز توى باشگاهى؟


مرد: آره


زن: من الان توى مرکز خريد هستم. اينجا يک مغازه، پالتو پوست خيلى قشنگى داره کهقيمتش سه ميليون تومنه. از نظر تو اشکالى نداره

بخرم؟


مرد: چه اشکالى داره؟ اگه خوشت اومده بخر.


زن: ضمناً از جلوى يک ماشين فروشى رد شدم. يک بنز2007 خيلى خوشگل گذاشته بود پشتويترين.


مرد: چند بود؟


زن: 45 ميليون تومن


مرد: باشه، بخرش. فقط مطمئن شو که دست اول باشه

.
زن: عالى شد! آخرين چيز هم اين که اون خونهاى که پارسال ديديم يادته؟ صاحبش حالاراضى شده نهصدو پنجاه ميليون تومن بفروشدش.


مرد: بهش بگو نهصد ميليون. فکر کنم قبول کنه. ولى اگه هيچ جورى قبول نکرد.پنجاهميليون اضافهش را هم بده. خونه خيلى خوبيه.


زن: باشه. خيلى ممنون. دوستت دارم عزيزم. مىبينمت.


مرد: خداحافظ! مواظب خودت باش.


مرد تلفن را قطع کرد. بقيه مردها در رختکن باشگاه هاج و واج به او نگاه مىکردند ودهنشان باز مونده بود.


مردى که تلفن را جواب داده بود لبخندى زد و پرسيد:

اين تلفن موبايل مال کىبود؟!!

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 26 خرداد 1392 ساعت: 22:41

عکس های جالب و دیدنی از کودکان ناز و دوست داشتنی

برید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 26 خرداد 1392 ساعت: 22:41

صفحه بندی